کاش خیال بودی کاش آن روزها خیالات این ذهن پریشان بود! کاش می توانستم خیالاتی شوم و فراموشت کنم کاش مرا رها می کردی برای خودم کاش در پس تمام این خیال بافی ها برای ثانیه ای نفس یاد بودی از بودن هایمان برایم جا گذاشته بودی ... شک کرده ام به گمانم آن روزها من این زندگی تمام آرزوهایمان خیال بود ... یاد بود هست در ذهنم در قلبم و در کشویی پنهانی خانه ام !! یادگاریهایم را نکه دار شاید روزی دوره کردی با هم بودنمان را ...
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
چشم بر هم زدنی میگذرد
فراموش میشوی
خودت و خاطراتت
دیگر خودت را نمی شناسی !
غرق میشوی در باید های روزهایت
بی انتهاست
کاش توانش بود
کاش زمان می ایستاد
تا نفسی تازه کنی
تا یادی کنی از خودت . . .
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
گیر کرده ام
در پیله ای که خود تنیده ام
ماندم و فکر میکنم
به آنچه رفته
آنچه مانده
و آنچه می آید
تو برایم خیر بخواه
برایم بخواه ...
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
سخت می شود
خو گرفتن با خاطرات !
با چرخش روزگار ...
اگر امده بودی
اگر می امدی !
من . تو . او . . .
چه گمراهی سختی
چه تاوان دردناکی ...
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
مهمه برام
بفهمم هستید و هستم ...
قدر بودن ها رو بدونید
عمر در گذرست ...
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
مرورت میکنم گاهی ...
تو
می آی دزدکی
مرا می بری به روزهای با هم بودن
به بوی تنت
صدای خنده هایت
شوق داشتنت هنوز هم برایم زیباست
راستش را بگویم
الان
حالا ....
تمامم را می دهم که کاش باشی !
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
زندگی را باید تجربه کرد
همیشه و هر لحظه
در میابی که باز هم کم است
باز هم لنگ میزند
بازهم کم داری
و انسان چه بی انتهااااا
مرموز است !
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی
مانده ایم ...
مانده ایم در برزخ !
نه شوقی ست برای ماندن
نه راهی ست برای رفتن
تنها
تنها سوختن و ساختن !
شاید گاهی باید ایستاد
ایستاد و ایستاده مرد !
ما فقط
مانده ایم !
برچسب:
نویسنده: آرتین رحمانی